
A British Airways flight was going to Tehran from London .
When it got close to Tehran it started having some kind of troubles.
The pilot contacted the control tower at Tehran airport and asked for help:
" Tehran , this is Captain Smith, British Airways flight 000, do you hear me"
" Felight 000, dis iz Tehran felight contorol, go ahead"
" Tehran , this is flight 000, we have a problem"
"Dis iz Tehran , vat kind of peroblem"
" This is flight 000, we have lost power to our engines, please advice"
"Dis iz Tehran , I reed you, peleez check some sings for me, ok"
" This is flight 000, go ahead"
"Dis iz Tehran , can you get emerzency pover to your enzines"
" This is flight 000, negative, no power is available"
"Dis iz Tehran , can you peleez bering your altitutde to 20,000 feet"
" This is flight 000, negative, our wing controls do not respond"
"Dis iz Tehran , can you peleez see if you can lover your veels"
" This is flight 000, negative, landing gears are stuck"
"Dis iz Tehran , vould you peleez repeet theez vords after me"
" This is flight 000, go ahead"
"Dis iz Tehran , repeet theez words peleez:
ASH'HADO ANNA LA ILAHA ELLALLAH VA ASH'HADO ANNA MOHAMMADAN RASUL ALLAH


در سراپرده ی روزگار
ماييم پشتِ پرده گان بی قرار
سر در گريبان و چشم در اشك و زار
نه تابِ جنگ داريم و نه كارزار
به خود می باليم كه ما هستيم
ولی نمی دانيم
كه چون حيوانی پَستيم!
در انتظار باد و بهاريم
در حاليكه
خود بيكارِ بيكاريم
در اين زمستانِ سرد ، ما محكوم به مرگيم!
چون از خود هيچ نداريم ، پاكيم و بی برگيم
با دل خوش گوييم كه خدا بزرگ است
ولی نمی دانيم
خدا هم بر ما چشم بربستَست!
گوييم خدايا! بِرَهان ما را از دست ظالم
نجات بده ما را سالم ِ سالم
وای بر ما بی خردانِ پَست!
در اين خياليم كه از ما پَست تر هم هَست؟!
به حرف های حق گويند بادِ هوا
حقّاً نمانده است گوشِ شنوا
((هێمن)) (يكی از نويسندگان اين وبلاگ)

با عرض سلام و هزاران سلام و صد هزار سلام ديگر همراه با دسته گلی چيده شده از باغ كوچك ولی هميشه بهار دل به همه ی شما عزيزان كه به نوعی خود را به زحمت انداخته تا در هر زمينه ايی كه ممكن است دری از روشنايی بر چشمان ما بگشاييد. هزاران درود بر شما باد! و سراپرده ی زندگيتان هيچ وقت تاريك نباد. ببخشيد ما تازه كاريم و هنوز همچون شما آراسته ی معلومات نيستيم. با كمك خواهی از يكتا عالم جهان و همچنين از شما ياران عزيز كار خود را با اين جملات ناقص و تكراری آغاز كرديم. اميدواريم كه شما عزيزان ما را لايق دانسته و گوشه چشمی بر كار ما انداخته تا ما را از نقايص كار خود بر حذر داريد.
با تشكر فراوان
افراد موفق رازی را كشف كرده اند كه موجب رسيدن آنها به درجات بالايی از موفقيّت شده است. اكنون نوبت آن رسيده است كه شما هم اين راز را بدانيد، تا بتوانيد آن را در زندگی خود پياده كنيد.
اولين چيزی كه بايد بدانيد ، اين است كه افراد موفق ، توانايی يا استعدادشان بيشتر از شما نيست بلكه دليل موفقيّت آن ها اين است كه رازهايی را كه می دانند ، به كار می بندند. پس اگر شما هم همان گونه عمل كنيد به طور حتم موفق می شويد.
يكی از اين رازهای موفقيّت كه تقريباً همه ی افراد موفق می دانند ، پاسخ اين سؤال است: كدام يك مهم تر است ، حال يا آينده؟
بيشتر افراد ناموفق به دنبال پاسخی سريع و فوری برای حلّ مشكلاتشان هستند كه معمولاً اين پاسخ ها ، زودگذر و موقتی هستند. به عنوان مثال ، اگر قسمتی از بدن آن ها درد بگيرد به جای پيدا كردن علّت درد آن ، به دنبال ساكت كردن آن به وسيله ی يك مسكّن هستند و تقريباً هيچ وقت در پی كشف علت آن مشكل نيستند ، در حالی كه افراد موفق برای حل مشكلاتشان به دنبال پاسخی هستند كه اثری طولانی مدت داشته باشد و در آينده سود بيشتری و برای مدت طولانی تری نصيبشان گردد. در مثال فوق افراد موفق ابتدا علت بيماری را پيدا می كنند و به جای مصرف فقط مسكّن و آرام بخش ، داروی مناسب بيماريشان را مصرف می كنند ، هر چند كه ممكن است مدت درمانشان طولانی تر شود اما احتمال اينكه ديگر هيچ وقت آن درد به سراغ آن ها نيايد ، بسيار بيشتر است. در عوض افراد ناموفق تحمّل رنج و سختی را ندارند و دوست دارند كه مشكل شان فوراً حل شود ، بنابراين به جای رفع مشكل فقط روی آن را می پوشانند.
يكی از موارد موفقيّت ، توانايی مالی اين افراد است. افراد موفق در سال های اوليّه ی زندگی كاری خود ، مقداری از درآمدشان را پس انداز كرده اند و از خريد وسايلی كه مورد نيازشان نبوده ، خودداری كرده اند ، در نتيجه حالا راحت تر زندگی می كنند. بقيه ی مردم اين راز را به بيرون پنجره پرت می كنند ، چون می خواهند چيزهايی را كه دوست دارند همين حالا داشته باشند. بنابراين هرگز در زندگی از لحاظ مالی در حدّی كه دوست دارند ، نيستند.
حال شما با اين قانونی كه فرا گرفتيد ، چه می كنيد؟ آيا آن را دور می اندازيد و از موفقيّت های فوری و زودگذر لذت می بريد يا آن را در زندگی به كار می بنديد تا زندگی همراه با موفقيّت در آينده داشته باشيد
؟بهتر است كمی هم آينده نگر باشيم.
اگر به سن ازدواج رسيده ايد و تصميم به تشكيل زندگي مشترك داريد ، مراقب باشيد كه تصميم خود را تحت تأثير يكی از انگيزه های اشتباه رايج در جامعه نگرفته باشيد ، زيرا اگر مرتكب اشتباهی بشويد ، آثار سوء آن ممكن است تا پايان عمر گريبانگيرتان باشد! بخاطر داشته باشيد حتی تجرّد تا پايان عُمر ، بهتر از يك ازدواج اشتباه و يك انتخاب نادرست است. در ادامه ، به 10 انگيزه ی اشتباه برای تشكيل زندگی مشترك و انتخاب همسر اشاره می كنيم.....

همه ی انسان ها به طور فطری تمايل به موفقيت و رسيدن به تعالی و كمال مطلوب را دارند. تا بدين طريق زندگی را به بهترين و زيباترين شكل ببينند و از آن لذت ببرند. با رعايت نكاتی چند می توانيد پله های ترقی را يكی پس از ديگری بالا رويد و پرچم پر افتخار پيروزی را به دست گيريد.......
امیدوارم که حالتون خوب باشه!
خواستم بگم که بزودی این وبلاگ شروع به کار خواهد کرد!
منتظر مطالب جدید این وبلاگ باشید!![]()
با تشکر از شما عزیزان!![]()
